ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

مسلمون من،ما مسلمونیم

1391/5/28 17:53
نویسنده : ندا
275 بازدید
اشتراک گذاری

گاهی اوقات اینقدر نعمت بهمون نزدیکه و توش غوطه وریم که یادمون میره خدا چقدر مهربون بوده که ما رو در این شرایط آفریده، در این مواقع نیاز به یه تلنگر داریم که یه نیم نگاهی به جایگاهمون کنیم، و دیروز با دیدن فیلم "شکارچی شنبه" خدا رو شکر کردم که مسلمونم و یه فرزند مسلمون دارم... خدایا شکرت...

شکارچی شنبه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

آرزوی من
28 مرداد 91 18:09
تکبر شیطان رو از درگاه خداوند روند؛ و طمع انسان را، و حسد فرزند آدم را ... چه معامله و رفتاری با ما خواهد شد ؛ اگر در این دنیا : متکبر ، طمعکار ، حسود ، دروغگو ، ریاکار ، دنیادوست و ... باشیم .
مامان دو قلوها
29 مرداد 91 11:00
عیدت مبارک مامان ابوالفضل جان
پسر گلت ببوس منم همیشه شکر میکنم مسلمونم و ایرانی


عید شما هم مبارک
ممنونم عزیزم
مامان ارمیا
31 مرداد 91 10:50
سلام. واقعا راست میگی . من هم تحت تاثیر قرار گرفتم. چقدر وحشتناکن ای یهودیها. آدم ازشون می ترسه.


سلام عزیزم
وحشتناکن این صهیونیست ها
قربونت برم
دوست مريم خاله
31 مرداد 91 12:08
سلام. واقعا فيلم هشدار دهنده‌اي بود و جالب اينكه خودشون مي دونن كه كارهاشون هم حتي خلاف دين يهود است.خدايا شكر....


سلام عزیزم
واقعا شکر
مامان آراد(خاطره)
1 شهریور 91 0:28
واقعا خدارو شکر که مسلمونیم و بچه هامونم مسلمونن...
باعث افتخاره...
ایشالا که همبشه سالم باشین..
ابوالفضل جونمو بوسسسسسسس


الحمدالله
خوشحالم
مریم مامان عسل
1 شهریور 91 7:42
خدارو شکر.
عیدتون مبارک.
منم هر وقت صدای اذون صبح رو میشنوم این احساس بهم دست میده که چقدر خوبه که ما مسلمانیم.


خدا رو شکر
واقعا شکر
مامانی
1 شهریور 91 8:09
سلام عزیزدلم خوبی خانومی؟
طه عزیزم 6 ماهه شد منتطر حضورت هستم



سلام به سلامتی مبارکه
خاله مریم
2 شهریور 91 12:22
خداییییییییییییییییییییییا شکرررررررررررررررررت


شکر
مامانی
3 شهریور 91 15:51
سلام عزیزدلم خوبی خانومی؟
بروزم عکسای سیسمونی پسلی رو گذاشتم منتظرتم



سلام چشم مبارکه
نی نی ارشام و سارا
3 شهریور 91 16:26
مـی‌ نشیـنـم رویِ ایـوانِ بـا دو استــکانِ چــای آری فـقـط بــا دو استــکانِ چـــای مـی‌ نشیـنـم بــه انـتـظار فـکـــر مـــی‌ کنـــم فـکـر مــی‌ کنــم و تـکــرار مــی‌ کـنــم تــو مــی‌ آیــی ... تــو مــی‌ آیــی ... تــو مــی‌ آیــی ... و یــک روز تـــو مـــی‌ آیـــی بــه رویِ ایـــوان بــرایِ صــرفِ چـــای مــی‌ آیـــی و مــی‌ پــرســـی‌ هـنــوز هـــم دوسـتــــم داری؟؟